ناصر الدين انصارى قمى
622
اختران فقاهت ( فارسى )
داد كه در اين علم ، كتاب بنويسد . و او به تأليف كتاب و ثيقة الفقهاء و ايضاح الطريق مشغول شد . زمانى كه جلد اول آن به پايان رسيد ، تقديم محضر ميرزا نمود و ايشان پسازآنكه يكى دوماه آن را مطالعه فرموده بود ، او را تحسين كرد و با تأكيد و تكرار به دو گفت : « بنويس ! بنويس ! » . « 1 » مهاجرت به بيرجند علامه شيخ محمّد باقر بيرجندى ، پس از رسيدن به مقام عالى اجتهاد و كسب اجازات متعدد اجتهادى و روايتى از اساتيدش در 30 سالگى ( 1305 ه . ق ) رهسپار حج بيت اللّه الحرام و مدينهء منوره شد و پس از بازگشت از سفر حج ، به سوى زادگاه خويش بازگشت و در آنجا رحل اقامت افكند . در بيرجند پس از ازدواج ، به تأليف و تصنيف ، تدريس علوم دينى و تربيت شاگردان ، افتاء و پاسخگويى به پرسشهاى مردم ، اقامهء جمعه ( كه آن را واجب تعيينى مىدانست ) و جماعت پرداخت . همچنين منزل او محل رفع دعاوى و خصومات مردم و قضاوت شرعى بود و به عنوان حاكم شرع به اجراى احكام دين ( مانند : طلاق زنانى كه شوهران آنها مفقود شده بودند ) مىپرداخت ، و البته در اواخر عمر شريفش از قضاوت دورى مىكرد . مناظره با ملا ابراهيم حنفى در روزهاى نخست ورود مرحوم علامه بيرجندى به زادگاهش ، روزى در مجلس امير علم - حاكم بيرجند - بين معظمله و ملا ابراهيم حنفى - كه از افاضل علماى عامه و معروف به احاطه بر كلام و جدل بود - در مسائل امامت و
--> ( 1 ) . واعظ خيابانى ، علماى معاصرين ، ص 167 .